استادیار فلسفه و کلام دانشگاه بینالمللی اهلبیت (ع)، تهران، ایران. ، kiani61@yahoo.com
چکیده: (232 مشاهده)
«تجربه نزدیک به مرگ» امری روانشناختی-متافیزیکی است که مسائل جدیدی را برای مطالعات دینی-معنوی فراهم میآورد؛ چنانکه تمایل به تحول معنوی در راستای بهبود زندگی از پیامدهای آن است و اندیشه ایدی نیز دایرمدار شرح همین رویکرد محسوب میشود. از اینرو، پرسش مقاله اینکه آگاهی که ایدی از تجربه خود به دست آورده و بر پایه آن به ارائهی دیدگاههایی برای بهبود زندگی میپردازد، تا چه اندازه معتبر است؟ بدینسان در گام نخست، قرائتی از تجربه ایدی ارائه میشود که در آن، آگاهی حاصل از NDE بسان آگاهی فراگیر بسط یافته و رهیافتی در نسبت «آگاهی و بهبودی» شکل میگیرد؛ بهویژه در تبیین هستیشناسی «انرژی مثبت و منفی» و «قدرت شفادهی» که از عناصر محوری اندیشه او است. با اینحال، نگرش ایدی دستکم از دو جنبه محل تردید است: نخست، از منظر روششناسی؛ چرا که تجربهِ زیستهِ خود را در چارچوبی متعلق به پارادایم معنویت عصر جدید تفسیر میکند؛ رویکردی که واجد اشکالات معرفتشناختی است و موجب خلط مرز تجربه فردی با آگاهی عام میشود. دوم، از حیث استدلالی؛ چرا که این رهیافت مبتلا به مغالطاتی است که بیشاز همه در تعمیمپذیری ناموجه احکام و توصیههایی برخاسته از تجربه فردی به کل زیست انسانی آشکار میشود.
نوع مطالعه:
مقاله پژوهشی |
موضوع مقاله:
فلسفی