XML English Abstract Print


چکیده:   (383 مشاهده)
پاول هلم معتقد است که دلایل خوبی برای این ادعا وجود دارد که علم مطلق الهی -که آینده را نیز در برمی­گیرد- با آزادی انسانی -که به نحو ناهمسازگرایانه درک شده باشد- منطقاً ناسازوار است، اما این تعارض نباید ما را به نظریه­ای تنزل یافته از علم مطلق الهی بکشاند چنانکه نباید به نفی آزادی و مسئولیت آدمی بیانجامد. هلم مدعی است که یک خداباور مسیحی می­تواند به معنای همسازگرایانۀ آزادی روی آورد؛ نخست به این دلیل که آموزۀ مسیحیِ "فیض الهی" تنها با فهم همسازگرایانه از آزادی انسان سازوار است. دوم به این دلیل که خداوند برای آنکه کامل مطلق باشد باید به معنای قوی عالم مطلق باشد و تنها در صورتی چنین است که همسازگرایی صادق باشد. خواهیم گفت که دلیل نخست هلم به نفی برخی دیگر از آموزه­های پذیرفته شدۀ ادیان از جمله مسیحیت- خواهد انجامید و استدلال دوم او به مغالطه وضع تالی دچار است. اما دلیل سوم هلم این است که ضرورتا، اگر خداوند از پیش x را بداند (که می­داند)، آنگاه x ضرورتا رخ خواهد داد. او برای گریز از اشکال، تاکید می­کند که مراد او از "ضرورت" ضرورتِ تاریخی است و نه منطقی.  اما این استدلال تنها زمانی کار می­کند که بپذیریم خدا در زمان است. لذا کسانی که علم الهی را بی­زمان بدانند می­توانند مدعی شوند که همه رویدادها در ذهن الهی به نحو لازمان وجود دارد و علم او به دلیل گذشته بودن ضروری نیست. به نظر می­رسد که خودِ هلم نیز این اشکال را می­پذیرد.
 
     
نوع مطالعه: مقاله پژوهشی | موضوع مقاله: فلسفی
دریافت: 1402/3/19 | پذیرش: 1402/10/9

بازنشر اطلاعات
Creative Commons License این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است.