سال 2، شماره 3 - ( بهار و تابستان 1400 )                   جلد 2 شماره 3 صفحات 131-113 | برگشت به فهرست نسخه ها


XML English Abstract Print


دانشگاه لرستان
چکیده:   (624 مشاهده)
کانت و هگل هر دو معتقدند که مسیحیت از دل نظام اخلاقی یهودیت برخواسته است و هر دو سعی می­کنند که اصول جزمی دین مسیحیت را به واسطه تعبیری عقلانی در فلسفه­شان جای دهند. اما هگل با تمایز مستدلی که بین طرق اندیشه دینی و فلسفی قائل شده، فلسفه دینش در قیاس با کانت از عمق بیشتری برخوردار است. کانت دین مسیحیت را به عنوان یک دین وحیانی با دو لحاظ ممکن طرح می­کند. یکی به عنوان دین طبیعی و دیگری به عنوان دین تعلیم­شده. از طرف دیگر نگاهی که هگل در برن به مسیحیت دارد، همان دین تعلیم­شده کانت است؛ به این معنا که اصول اعتقادی لوازمی دارند که با عقل قابل شناخت نیستند. تلقی هگل از مسیحیت در فرانکفورت را می­توان با دین طبیعی کانت تطبیق داد، به شرط آنکه لفظ عشق را در آثار این دوره هگل تعبیر دیگری از مفهوم عقل در فلسفه کانت بدانیم؛ به این معنا که برای هر دو وجهی بنیادی قائل شویم که خود به خود موجه و پایه و اساس دیگر تعالیم هستند و هر دو محتوای اخلاق را از قالب شرع به در می­آورند و خودمحرک می­­شوند. مقاله حاضر با روش تحلیلی- توصیفی به این بررسی تطبیقی می­پردازد.
واژه‌های کلیدی: کانت، هگل، مسیحیت، دین طبیعی، دین تعلیمی
متن کامل [PDF 284 kb]   (495 دریافت)    
نوع مطالعه: مقاله پژوهشی | موضوع مقاله: فلسفی
دریافت: 1400/3/26 | پذیرش: 1400/9/10 | انتشار: 1400/9/10

بازنشر اطلاعات
Creative Commons License این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است.